رضا تربتی، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: حکایتی که نام ایران را با دانش، ستارهشناسی، حکمت و حقیقتجویی پیوند میدهد و نشان میدهد که این سرزمین از دیرباز مهد اندیشه، فرهنگ و گفتوگوی تمدنها بوده است. بازخوانی این روایت، فرصتی برای شناخت بهتر جایگاه میراث معنوی ایران و ظرفیتهای آن در معرفی فرهنگ ایرانی به جهانیان است.
در گستره تاریخ ایران، روایتهایی وجود دارند که فراتر از یک داستان تاریخی، به بخشی از هویت فرهنگی و تمدنی این سرزمین تبدیل شدهاند. «سه مُغ پارسی» از جمله همین روایتهاست؛ حکایتی که نام ایران را با دانش، ستارهشناسی، حکمت و حقیقتجویی پیوند میدهد و نشان میدهد که این سرزمین از دیرباز مهد اندیشه، فرهنگ و گفتوگوی تمدنها بوده است. بازخوانی این روایت، فرصتی برای شناخت بهتر جایگاه میراث معنوی ایران و ظرفیتهای آن در معرفی فرهنگ ایرانی به جهانیان است.
تمدن ایران، گنجینهای سرشار از روایتها، آیینها و شخصیتهایی است که هر یک بخشی از هویت تاریخی این سرزمین را شکل دادهاند. در میان این روایتها، داستان سه مُغ پارسی جایگاهی ممتاز دارد؛ روایتی که در منابع تاریخی و مذهبی جهان بازتاب یافته و از حضور فرزانگانی ایرانی سخن میگوید که با تکیه بر دانش و شناخت نشانههای آسمانی، سفری سرنوشتساز را برای کشف حقیقت آغاز کردند.
در فرهنگ ایران باستان، «مُغ» تنها یک عنوان مذهبی نبود؛ بلکه نماد خرد، دانش، آموزش، ستارهشناسی و مسئولیت اجتماعی به شمار میرفت. مُغان از برجستهترین دانشوران روزگار خود بودند و در کنار پاسداری از آیینهای دینی، در علوم طبیعی، تقویم، نجوم و فلسفه نیز جایگاه ویژهای داشتند. از همین رو، روایت سه مُغ پارسی بیش از آنکه صرفاً یک داستان مذهبی باشد، تصویری روشن از منزلت علم و اندیشه در تمدن ایرانی ارائه میدهد.
این روایت نشان میدهد که ایرانیان از هزاران سال پیش، آسمان را نه تنها با نگاه شگفتی، بلکه با رویکردی علمی و پژوهشگرانه مینگریستند. مشاهده ستارگان، محاسبه زمان، شناخت پدیدههای طبیعی و تفسیر رخدادهای آسمانی، بخشی از دانش پیشرفتهای بود که در میان دانشمندان ایرانی رواج داشت و همین ویژگی، ایران را به یکی از مراکز مهم دانش در جهان باستان تبدیل کرده بود.
از منظر میراث فرهنگی، اهمیت این روایت تنها در قدمت آن خلاصه نمیشود؛ بلکه ارزش اصلی آن در انتقال مفاهیم والایی همچون حقیقتجویی، خردورزی، گفتوگو، احترام به باورهای انسانی و پیوند علم و معنویت است. این ارزشها همان مؤلفههایی هستند که امروزه نیز در تعریف میراث فرهنگی ناملموس مورد توجه سازمانهای بینالمللی قرار دارند و از مهمترین عناصر هویت ملتها به شمار میروند.
امروزه بسیاری از کشورها تلاش میکنند با معرفی روایتهای تاریخی و فرهنگی خود، جایگاه تمدنیشان را در افکار عمومی جهان تثبیت کنند. ایران نیز با برخورداری از هزاران سال سابقه تمدنی، ظرفیتهای بیشماری برای روایتگری فرهنگی دارد. داستان سه مُغ پارسی یکی از همین ظرفیتهای ارزشمند است که میتواند در معرفی چهره علمی و فرهنگی ایران نقش مؤثری ایفا کند.
میراث فرهنگی تنها مجموعهای از بناها، کاخها، کاروانسراها و آثار تاریخی نیست؛ بلکه روایتها، باورها، آیینها و داستانهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند نیز بخش مهمی از سرمایه فرهنگی یک ملت را تشکیل میدهند. حفاظت از این سرمایهها، به اندازه حفاظت از آثار تاریخی اهمیت دارد؛ زیرا هویت هر سرزمین در کنار آثار ملموس، بر پایه میراث ناملموس آن نیز استوار است.
ادارههای میراثفرهنگی در سراسر کشور با ثبت، پژوهش، مستندسازی و معرفی آیینها و روایتهای تاریخی، نقش مهمی در صیانت از این گنجینه ارزشمند بر عهده دارند. توجه به روایتهایی همچون سه مُغ پارسی، میتواند زمینهساز تولید محتوای علمی، فرهنگی و گردشگری و نیز تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران در سطح بینالمللی باشد.
استان مرکزی نیز با برخورداری از صدها اثر تاریخی، دهها میراث ناملموس ثبتشده، شخصیتهای علمی و فرهنگی برجسته و پیشینهای غنی در عرصه تمدن ایران، میتواند در معرفی چنین روایتهایی سهمی مؤثر داشته باشد. پیوند میان ظرفیتهای تاریخی استان با روایتهای ملی و جهانی، زمینه توسعه گردشگری فرهنگی و ارتقای آگاهی عمومی نسبت به ارزشهای میراث فرهنگی را فراهم میکند.
سه مُغ پارسی تنها یادگاری از گذشته نیستند؛ آنان نماد جایگاه والای خرد، دانش، معنویت و حقیقتجویی در فرهنگ ایرانیاند. این روایت، پیامآور نقش تأثیرگذار ایران در شکلگیری تاریخ تمدن و گفتوگوی فرهنگهاست و یادآوری میکند که میراث فرهنگی، تنها در سنگ و خشت خلاصه نمیشود، بلکه در اندیشهها، روایتها و ارزشهایی نهفته است که قرنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند. پاسداری از این میراث، پاسداری از هویت ملی و سرمایهای ماندگار برای آینده است؛ سرمایهای که میتواند ایران را بیش از پیش به عنوان سرزمین فرهنگ، خرد و تمدن به جهانیان معرفی کند.
انتهای پیام/

نظر شما